سی سال تلاش، سی سال مبارزه، دهها طرح براندازی کوچک و بزرگ از فردای سوار شدن ولایتمداران بر اسب قدرت، دهها طرح انفجار و کشتار از ویرانی حزب جمهوری اسلامی و دفتر ریاست جمهوری گرفته تا سر به نیست کردن احمد خمینی، از جنگ با عراق تا صفآرائی اسرائیل و غرب در مقابل جیش اسلام ناب انقلابی محمدی ولایتی و... و در کنار آن حضور دهها بل صدها گروه و سازمان و حزب و جبهه مخالف در داخل و خارج کشور، که بعضاً دارای توپ و تانک و هلیکوپتر و موشکهای اهدائی از سوی رژیم بعثی عراق نیز بودهاند، به اندازه این موج سبزی که عمرش کمی بیشتر از2ماه است نتوانسته است اعتماد به نفس و اعتبار ایرانی بودن را به ما برگرداند، و از سوی دیگر رژیمی را که عملاً زمینههای ماندگاری خود را حداقل برای ربع قرن دیگر فراهم کرده بود، به گونهای در چشم جهانیان بیاعتبار و متزلزل نشان دهد که رئیس جمهوری بزرگترین قدرت جهان ناچار شود همه برنامههائی را که از ماهها پیش از ورودش به کاخ سفید تدارک دیده بود و هدف اصلیاش رسیدن به تفاهم با اهل ولایت فقیه بود کنار بگذارد و چشم به خیابانهای تهران بدوزد و از پهندشت تلویزیون و اینترنت با نگاه به جان باختن «ندا» و شنیدن واژگان پروین خانم مادر سهراب، ستایشگر ملتی شود که تا دیروز گمان داشت ویروس اسلام ناب انقلابی محمدی ولایتی همه وجودش را تسخیر کرده است
در عین حال هر یک از ما میتوانیم به گونه ای در پیوستن قطرههای اعتراض به یکدیگر و دریا شدن جنبشی که جهان را به تحسین واداشته است مشارکت داشته باشیم. در این ملک مشاع سهامدار اصلی مردمی هستند که سی سال در خانه پدری رنج کشیدند و آزار دیدند، انواع و اقسام ستم ها و اهانتها را متحمل شدند، جوان دادند و زندگی باختند و با اینهمه نه مجذوب ولی فقیه در جوار وطن و توپ و تانک اهدائی صدام حسین شدند نه هخائیان ینگه دنیا و بریتانیای عظما توانستند فریبشان بدهند ونه ضد فرهنگ فریب و ریا و تظاهر توانست آنها را وادار به تسلیم و پذیرش زندگی گوسفند وار بکند. جنبشی که اینک 10 هفته از عمر خود را پشت سر میگذارد ریشه دارترین خیزشی است که در سالهای اخیر نمونه های آن را در گوشه و کنار جهان دیدهایم.رژیم با تمام هوشیاری دستگاههای امنیتی ریز و درشتش و پیشبینیها و برآوردهای اتاقهای فکرش و در رأس آنها اتاق فکر سیدعلی آقای پائین خیابانی، حتی در رعب آورترین رؤیایش، تصور نمیکرد تقلب آشکار و ننگینش در انتخابات منجر به جنبشی بزرگ بشود که اصل و فرع جمهوری ولایت فقیه را به چالش کشد.
در عین حال هر یک از ما میتوانیم به گونه ای در پیوستن قطرههای اعتراض به یکدیگر و دریا شدن جنبشی که جهان را به تحسین واداشته است مشارکت داشته باشیم. در این ملک مشاع سهامدار اصلی مردمی هستند که سی سال در خانه پدری رنج کشیدند و آزار دیدند، انواع و اقسام ستم ها و اهانتها را متحمل شدند، جوان دادند و زندگی باختند و با اینهمه نه مجذوب ولی فقیه در جوار وطن و توپ و تانک اهدائی صدام حسین شدند نه هخائیان ینگه دنیا و بریتانیای عظما توانستند فریبشان بدهند ونه ضد فرهنگ فریب و ریا و تظاهر توانست آنها را وادار به تسلیم و پذیرش زندگی گوسفند وار بکند. جنبشی که اینک 10 هفته از عمر خود را پشت سر میگذارد ریشه دارترین خیزشی است که در سالهای اخیر نمونه های آن را در گوشه و کنار جهان دیدهایم.رژیم با تمام هوشیاری دستگاههای امنیتی ریز و درشتش و پیشبینیها و برآوردهای اتاقهای فکرش و در رأس آنها اتاق فکر سیدعلی آقای پائین خیابانی، حتی در رعب آورترین رؤیایش، تصور نمیکرد تقلب آشکار و ننگینش در انتخابات منجر به جنبشی بزرگ بشود که اصل و فرع جمهوری ولایت فقیه را به چالش کشد.

