۱۳۸۸ مهر ۵, یکشنبه

فریب اتمی کودتاچیان


انگیزه کودتاچیان در پرده بر داشتن از تأسیسات اتمی قم زیاد روشن نیست و کماکان بصورت معمائی باقی مانده است. عده ای گمان میبرند که کودتاچیان پس از آگاهی از اطلاع سازمانهای جاسوسی غربی (و یا سازمانهای اپوزیسیون) پیش دستی کرده, خود دست به افشای آن زده است. عده دیگری بر این باورند که پاره ای از جناح های حاکمیت برای سنگ انداختن در مسیر آشتی رژیم با جهان غرب دست به این کار زده اند. و بالاخره نظریه دیگری معتقد است که رژیم اسلامی در مواجهه با جنبش سبز، انزوای روز افزون بین المللی (بویژه فاصله گیری روسیه از ایران) بقصد عقب نشینی در عرصه اتمی و سازش و تعامل با جهان غرب، برای نشان دادن باصطلاح "صداقت" خود، دست خود را رو کرده است. بهر حال واقعیت هرچه باشد، افشای تأسیسات مخفی قم موقعیت بین المللی رژیم را بسیار تضعیف خواهد کرد، و دیوار بی اعتمادی به کودتاچیان را بسیار بالا خواهد برد. اقدام رژیم برای دست یازیدن به تأسیس یک پایگاه اتمی مخفی علیرغم اعلام مکرر صلح آمیز بودن برنامه های هسته ای ایران و آن هم درست در زمانیکه تحت نظارت شدید بین المللی و تحت فشار قطعنامه های سازمان ملل قرار داشت، بار دیگر به مردم ایران و جهان ثابت میکند که کودتاچیان در درجه اول بدنبال ساخت بمب اتمی است و به جهانیان نشان میدهد که مافیای حاکم بر ایران رژیمی بس خدعه گر و مکار است که بهیچ وجه نمیتوان به قول و قرار ها و وعده و وعیدهای آن اطمینان کرد. هیچ معلوم نیست حتی رژیم در صورت تعهد رسمی در زمینه توقف غنی سازی اورانیوم در عمل بدان پایبند بماند. طرز فکر زمامداران حاکم بر ایران طرز فکری است با الهام از عقب مانده ترین تفسیر از تشیع دوازده امامی مبتنی بر تقیه و خدعه و آلوده به پارانویای سیاسی که به هیچ وجه با منافع ملی ایران و حق حاکمیت مردم همخوانی نداشته و تنها تحکیم سلطه خونبار و حفظ ثروتهای غارت شده از مردم ایران را در نظر دارد.
در صورت تحقق تشدید تحریمهای مالی و اقتصادی، جامعه ایران بدون شک با مشکلات بیشتری روبرو خواهد شد. در چنین شرایطی صداهائی هم از درون حاکمیت و هم از درون اپوزیسیون ممکن است جنبش سبز را به سازش با ارتجاع حاکم برای "رفع خطر خارجی"، و "رفع بحران" ترغیب کنند. مافیای حاکم با شیوه های مختلف (ترکیبی از سرکوب، مدارا و امتیازات مقطعی) سعی خواهد کرد میان صفوف جنبش سبز شکاف اندازد. هولناکترین اشتباه جنبش سبز آنست که در دام تبلیغات غرب ستیزی و ناسیونالیسم کاذب رژیم گرفتار شود. بحران های اقتصادی- اجتماعی ناشی از تحریم های جدید در عین حال شرایط جدیدی را بوجود خواهد آورد که جنبش سبز بتواند اقشار بیشتری از مردم را بر ضد دولت کودتا و ارتجاع حاکم بسیج کند. در هر حال جنبش سبز نباید بهیچ وجه مشروعیت دولت احمدی نژاد را برسمیت شناخته، و می بایست کماکان بر سر شعارهای حداقلی و دمکراتیک خود که بتوانند صفوف گسترده اپوزیسیون را متحد نگاه دارند، تأکید کند.

۱۳۸۸ مهر ۳, جمعه

من اگر برخيزم, تو اگر برخيزي ,همه بر مي خيزند


امروز اما چشمان همه به نیویورک است. به هزاران ایرانی که از گوشه گوشه خاک امریکای شمالی به نیویورک آمده اند تا بزرگترین اعتراض همگانی را در اعتراص به نقض حقوق بشر در ایران سامان دهند و همه با هم در کنار هموطنانشان اعتراض خود را به گوش مردم جهان برسانند: ما می خواهیم با موج سبز هم و طنانمان همراه شویم. می‌خواهیم همگام با موج عظیمی که هم نوعان ما در سراسر کشور به راه انداخته اند، به خون خواهی و تظلم خواهی مردم کشور عزیزمان برخیزیم. و به آن ها بگوییم ما هم همراه شماییم. بس است این همه سکوت، تا به حال به قدر کافی نشسته ایم. وقت برخاستن است. کین درد مشترک هرگز جدا جدا درمان نمی شود. چه كسي مي خواهد من و تو ما نشويم خانه اش ويران باد ! من اگر ما نشوم; تنهايم تو اگر ما نشوي، - خويشتني از كجا كه من و تو شور يكپارچگي را در شرق باز بر پا نكنيم از كجا كه من و تو مشت رسوايان را وا نكنيم . من اگر برخيزم تو اگر برخيزي همه بر مي خيزند. به امید ایرانی سبز و آزاد ....

۱۳۸۸ مهر ۲, پنجشنبه

این امامزداده هم معجزه نداد!


اکبر هاشمی رفسنجانی در مهم‌ترین نماز جمعه جمهوری اسلامی پس از نماز جمعه‌ای که علی خامنه‌ای یک هفته پس از اعلام نتیجه انتخابات ایراد کرد بر خلاف هميشه که از منافع نظام و رهبری دفاع می کرد، اين بار با زيرکی, برخی از خواست های جنبش را مطرح کردبه عنوان مثال او از آزادی زندانيان سياسی، برداشتن سانسور از مطبوعات، نقد صدا و سيما، درخواست حضور مخالفان در صدا و سيما برای ابراز انتقادات و بازگرداندن اعتماد مردم صحبت کرده و تصوير نا اميد کننده ای از وضعيت نظامی که محبت مردم را از دست داده است، ارائه داد.صحبت های آقای هاشمی خلاف انتظاربود می توان گفت آقای هاشمی فضا را به نفع جنبش مردم تغيير داد, به خصوص نبايد نقش خانواده آقای هاشمی را در اين ميان ناديده گرفت. فائزه هاشمی طی دو دهه گذشته هميشه مواضع روشنی هم به نفع جنبش زنان و هم به نفع دموکراسی خواهی داشته است. و هر وقت آقای هاشمی خواسته کمی متمايل به راست شود با خشم فرزندان خود روبرو شده است و آنها توانسته اند مواضع متعادل تری را به او تحميل کنند. توده ای اکثریت به درگاه رفسنجانی استغاثه کردند و به او هشدار دادند که سازش نکند. رسانه های غربی و "میز های ایران" شان از نام رفسنجانی اشباع شد. آبا و اجداد رفسنجانی را توضیح دادند و تفسیر کردند. چشمان این رسانه ها به رفسنجانی خیره شد. سوال این بود: آیا این امامزداده معجزه خواهد کرد؟ رفسنجانی همانگونه که انتظارمیرفت کوشید در ژست رهبر نظام به شکلی رندانه مانور دهد. اما مساله اینجاست که اوضاع سیاسی آنچنان پیش رفته بود که فضایی برای مانور باقی نمانده بود به‌گونه‌ای که خطیب روز قدس را از دست داد. خطیبی که در طول ۲۵ سال گذشته یک نفر بوده است. اما آنچه جامعه ما در ماه های اخیر شاهد آن بوده است و نگاهی که هاشمی رفسنجانی به عنوان ریاست مجلس خبرگان و برخی اعضای این مجلس نسبت به حوادث واقعه داشتند نوعی انتظار را بوجود آورده بود که مجلس خبرگان بتواند با بصیرت و واقع نگری برآنچه اتفاق افتاده است راهی را برای برون رفت کشور از این بحرانی که بدان دچار شده است پیدا کند و به ویژه در تعامل با رهبری بتواند راهگشای کشور در گذار از این شرایط بسوی وحدت ملی باشد اما با صدور و قرائت بیانیه خبرگان، که در غیبت هاشمی انجام گرفت، می توان دریافت که از نظر اکثریت اعضای حاضر در مجلس خبرگان همه امور بر وفق مراد حاکمیت اقتدارگرا به پیش می رود و هیچ بحران مشروعیت و کارآمدی و خلل و فرجی در کشور وجود ندارد و ... در واقع محتوای این بیانیه آب سردی بود بر سر آنانی که هنوز امیدوار بودند شاید از دیگ خبرگان آبی برای حل مسائل و مشکلات جاری نظام، که هزینه‌هایی سنگینی را تا کنون برای نظام در بر داشته و تداوم آن می‌تواند موجودیت آن‌ را به خطر اندازد، گرم نمی‌شود و واقعا معلوم نیست که تشکیل چنین مجلسی و نشست هر از گاهی آن چه سود و فایده‌ای می‌تواند برای کشور و ملت داشته باشد؟ و آیا آنچه تاکنون این مجلس انجام داده همانی است که قانون اساسی به عهده‌اش نهاده است؟. این معما لاینحل تر از آنست که رفسنجانی "زیرک" از پس آن برآید.

۱۳۸۸ شهریور ۲۹, یکشنبه

در آستانه بازگشايي دانشگاه ها و مدارس جنبش سبز ايران آماده قيام است


در تاریخ هر کشوری روزهایی وجود دارند که در آنها اتفاقات سیاسی با سرعت و شدتی باورنکردنی رخ می نمایند. انباشت سالیان پچ پچه ها و بغض ها و نقشه ها راهی به بیرون از زیرزمین ها و خانه ها و محیط های آموزش و کار پیدا می کنند. مردم به خیابان ها می آیند، همدیگر را می یابند، نظراتشان را به بحث می گذارند و واقعه پشت واقعه پدید می آید. پاسخ نيافتن مطالبات مردم، اولين شريان حياتی تداوم اين جنبش است و اين جنبش از هر فرصت ممکن بهره‌برداری می‌کند تا خود را به منصه ظهور بگذارد و اراده ملی را برای تغيير نشان دهد. اين جنبش، جنبش زنده‌ای است زيرا مطالباتی که در پی تحقق آن است همچنان بر زمين مانده است؛ يعنی بخش بزرگی از اين مطالبات که مهم‌ترين آنها حق دموکراتيک، حق آزادی و مشارکت مردم در عرصه‌های سياسی و اجتماعی و فرهنگی است، همچنان پاسخ داده نشده است و حکومت تلاش کرده که مطالبات مردم را پس از انتخابات همواره با سرنيزه و شکنجه و تجاوز پاسخ دهد. به رغم تمام تهديدها و بازداشت‌ها و به رغم آن چه در بازداشتگاه‌هايی چون کهريزک روی داد، مردم خواستند نشان دهند که به اين سادگی از ميدان به در نمی‌روند. حاکمیتی که سالهاست به نام دین هر گونه خواست و فریاد حق طلبانه را در گلو خفه کرده و به بدترین شیوه هایعنی زندان,شکنجه, و قتل و کشتار پاسخ داده است و به نظر میرسد دامنه این حرکت انقلابی که دراراده جوانان میهنمان تبلور یافته است با برخورداری از شعور و آگاهی وصف ناپذیر ملت عزیزمان ادامه یافته و به سر منزل مقصود, که همانا آزادی از بند نظام استبدادی,توتالیتر و دیکتاتوری دینی است خواهد رسید. طبقه‌ای که امروز در بطن اين جنبش است و مطالبات خود را مصرانه پيگيری می‌کند، دارای سطح بالايی از آگاهی اجتماعی است. بخش بزرگی از جوانان که عناصر اصلی اين جنبش را تشکيل می‌دهند با نسل حاکم بر ايران يک انقطاع نسلی دارند و آنها را درک نمی‌کنند و الگوهای آنها را نمی‌پذيرند. مهمترین پیامی که این جنبش به نسل جوان ما داده و در سطح بین المللی نیز یاد آوری و تایید مجددی بر دیدگاه نظریه پردازان علوم اجتماعی و سیاسی میباشد این است که هیچ حکومتی تاب و توان ایستادگی در برابر اراده ملی و حرکت عظیم مردمی را ندارد حتی اگر آن حکومت خود را نماینده مستقیم خداوند در روی زمین قلمداد کند! دانشجوياني كه حتي ورود به صحنه امتحان رو با شعار مرگ بر ديكتاتور شروع كردند حالا باز هم درآستانه بازگشايي دانشگاه ها بر تابلوهاي دانشگاه عكسها و زندگينامه هاي شهيدان قيام سراسري مردم ايران را نصب كردند و يادشان رو گرامي دانستند. اين روزها حكايت دانشگاه و دانشجو‏‏ داستان مظلوميت نسلي آرمان خواه است كه جزء تغيير وضع موجود و تحقق آزادي و دموكراسي بر هيچ چيز قسم نخورده. مزدوراني كه سناريوهاي تكراري و شكست خورده نوشتند و دانشجوياني كه از ادامه تحصيل بازماندند، داغ هايي ست بر جبين آنان كه سر سازش با زورگويان را ندارند و جفا را بر نمي تابند.دانشجوياني كه دفن شهدا و پادگاني ساختن دانشگاه را برنتافتند. با توجه به اینکه در آستانه بازگشایی دانشگاه‌ها و مدارس هستیم,حکومت مطلقه فقیه دقیقاً بر سر دو راهی قرار گرفته است. یک راه نابودی تدریجی خودش است و یک راه هم امتیاز دادن به مردم، شنیدن صدای آنها و تعامل با مردم است. حكومت در آستانه بازگشایی دانشگاه‌ها قرار دارد. با توجه به اینکه سه ماه از غائله گذشته و هنوز آشوب‌ها نخوابیده است.حكومت اسلامی به جز این دو راه، هیچ راه سومی برای خودش باقی نگذاشته است.

۱۳۸۸ شهریور ۲۷, جمعه

«نه غزه، نه لبنان، جانم فدای ایران»


درود و تبریک بر مردم سبز ایران

درود و دست مریزاد ویژه بر مردم فهمیده و شجاع تهران
و آفرین بر مردم دلیر شیراز - اصفهان - تبریز و...که با وجود حملات وحشیانه و سرکوب گسترده به این پیروزی بزرگ پیوستید.
تبریک به همه ی مردم ایران که امروز با غیرت سبزشون به خیابونها رفتند. پیر و جوان و زن و مرد. آفرین بر شما. من مطمئن هستم که پیروز می شوید. شک ندارم. به خودتون و هدفتون ایمان داشته باشید و خسته نشید,
با سلام به شیر زنان و شیر مردان و جوانان غیور کشورم ایران، و با خسته نباشید و خدا قوت. حالا دیگر دنیا متوجه شده که حنای این حکومت تحمیلی دیگر رنگی‌ ندارد و با چنین وضعی ادامه حکومت غیر ممکن خواهد بود و ملت نجیب ایران در کمال مسالمت باز هم اعتراض عظیم خود را نشان داد، بنابر این چه بهتر که جناب آقای احمدی نژاد هر چه زودتر استعفا دهند و بیش از این خود را ضایع نکنند و آقای خامنه‌ای هم از بالای منبر تشریف بیاورند پایین چون ملت دیگر به سمبل ملا احتیاج ندارد، ملت به دنبال حقیقت است و آن را یافته است، پس لطفا بیشتر از این ملت نجیب کشورتان را عذاب ندهید و قانون بی‌ قانونی خود را تحمیل این مردم شریف نکنید.

به یاری همین ملت سبز به امید خدا توی دهنی محکمی به شما مزدورای وطن فروش میزنیم..
تا پیروزی بر سیاهی ،همچنان سبز میمانیم..
تبریک تبریک و باز هم تبریک به این حضور دلاورانه.
مردم آزاده ایران مطمئن باشید روز جشن و پایکوبی آزادی سبز کشورمون از دست این اشغالگران نزدیک است. من خودم فکر نمی کردم که یه هفته مانده به بازگشایی دانشگاه یه همچین جمعیتی بیاد خیابون...

۱۳۸۸ شهریور ۲۴, سه‌شنبه

جمعه ی سرنوشت ساز را چه کسی خواهد برد؟


در حالی که چند روزی بیشتر به «روز قدس»، آخرین جمعه ی ماه رمضان باقی نمانده است، هواداران حکومت و مخالفان کودتا، خود را برای قدرت نمایی در این روز آماده می کنند. از وقتی علی خامنه ای رهبر حکومت کودتا، در آخرین سخنرانی خود هشدار داد که روز قدس نباید «مورد سوءاستفاده» قرار گیرد، بر دامنه ی تدارکات از هر دو سو افزوده شده است.با توجه به سرکوب شدید حاکم بر جامعه، از مدت ها پیش تبلیغات گسترده ای برای تبدیل روز قدس به روز اعتراض عمومی از طرف مخالفان حکومت کودتا، آغاز شده و با نزدیک شدن به روز جمعه بر دامنه ی این تبلیغات افزوده می شود. به این مناسبت چندین پوستر مختلف تهیه شده که از مردم خواسته است، جمعه ی قدس را به جمعه ی سبز تبدیل کنند. بنابر گزارش ها، هزاران اعلامیه به طور مخفیانه در تهران و شهرهای بزرگ پخش شده است.

۱۳۸۸ شهریور ۲۳, دوشنبه

صحبت حکّام ظلمت شب یلداست...


مهدی کروبی تا این جا بسیار شجاعانه عمل کرده و افشاگری هایش نقش بزرگی داشته است. نامه ی مشهور او در مورد تجاوز به زندانیان در زندان ها، بزرگترین ضربه ای بود که بر مشروعیت حکومت وارد شد. اهمیت و تاثیر این نامه را می توان به نامه ای تشبیه کرد که قبل از انقلاب به نام رشیدی مطلق در روزنامه ی اطلاعات علیه آقای خمینی منتشر شد و خیلی ها آن را آغاز فروپاشی حکومت پهلوی می دانند. حکومت جمهوری اسلامی هم بعید است بتواند از اثرات این نامه ی تکان دهنده و تاریخی رهآیی یابد.
جنبش مقاومت تازه شروع شده است. بحران های سیاسی و بحران های اقتصادی و فشارهای بین المللی که این حکومت با آن مواجه است و یا مواجه خواهد شد، نیروی عظیم و مصممی را به میدان خواهد آورد. نظامی کردن بیشتر فضای کشور و ده تا سپاه پاسداران هم برای مقابله با چنین نیرویی کافی نخواهد بود ...