۱۳۸۸ مهر ۱۰, جمعه

سرنگونی آپارتاید و شکست فاشیسم جمهوری اسلامی

امروز دیگر برای کسی شکی نمانده است که آنچه در ایران میگذرد، حلقه ای در سرنگونی رژیم اسلامی است. مردم و درگیریهای رژیم آنچنان پتک سنگینی بر رژیم کوبیده است که ریزش و خرد شدن رژیم را در پی آن ضربه بزرگ همه دارند تماشا میکنند. مردمی که با پتک بر رژیم کوبیده اند، ضمن تماشای درهم شکستن بیشتر رژیم، دارند خود را برای یورش سهمگین تر آینده آماده میکنند. تظاهراتهای میلیونی و صحنه های نبرد مردم با نیروهای سرکوبگر رژیم صحنه های غرور انگیزی را در تاریخ مبارزات مردم ایران رقم زده است و آزادی سیاسی مردم ایران را نزدیک ساخته است. رژیم اسلامی نه تنها در ایران بلکه در سطح جهان تضعیف گشته است. تضعیف این جریان اثرات بسیار تعیین کننده ای در خود حکومت اسلامی بر جای گذاشته است و زمینه نابودی آن را سریعتر ساخته است. وقایع اخیر یکبار دیگر این تحلیل را تایید کرده است که وقایع سیاسی در ایران، خیزشهای مردم و جنگ جناحهای آن چیزی جز پروسه سرنگونی رژیم اسلامی نیست. رویدادهای امروز گواه این است که جمله " جمهوری اسلامی رفتنی است" که ترجبیع بند مقالات و سخنرانی های زیادی در سالهای گذشته بوده است فقط تبلیغات سرنگونی طلبانه و یا تشویق مردم به سرنگونی نبوده است، بلکه دلالت بر یک روند عینی در جامعه و یک تحلیل واقعی از اوضاع اقتصادی و سیاسی و اجتماعی داشته است. این ترجبیع بند امروز دارد تحقق مییابد. امروز خطر سرنگونی بیش از هر زمانی جمهوری اسلامی را تهدید میکند و آنقدر اکتوئل است که سران رژیم خود صحبت از سقوط قریب الوقوع خود میکنند. میدانند و میگویند که "اگر غفلت کنند سقوط میکنند". فقط کسانی که تا نوک دماغشان را نمیتوانند ببینند، تصور میکردند که با سرکوب حرکت مردم و تحلیف احمدی نژاد آبها از آسیاب میافتد و همه پی کارشان میروند و احمدی نژاد و خامنه ای به سلامت ایران اسلامی را با حکومت اسلامی اهلی شده و متعارف آن به دروازه های تمدن بزرگ میرسانند. امروز که حکومت حتی نمیتواند برای روز قدسش نیرو جمع کند و در مدت سه ماه گذشته حتی نتوانسته یک آکسیون نمایشی برای تبلیغات سازمان دهد, این در حالی است که خود رژیم نمیتواند به این تبلیغات خود تکیه بزند و روی آن مانور بدهد و حتی جمعیت کرایه ای قابل ملاحظه ای برای نمایش خود گرد آورد. حکومتی اسلامی در یک موقعیت بسیار شکننده در برابر جامعه و مردمی قرار دارد که خواهان پایان دادن به حکومت اسلام در ایران هستند. این حکومت مجبور است زیر فشار این مردم کنار برود.این روند میتواند اشکال مختلفی بخود بگیرد. این حکومت میتواند با جنبش تظاهراتی و اعتصابی و نافرمانی‌های مدنی وسیع مردم سقوط کند و یا از هم بپاشد، ممکن است مردم با زد‌و‌خوردهای موضعی با حکومت در تهران و چند شهر بزرگ به عمر این حکومت پایان دهند، ممکن است جناحهای حکومتی در جدال با یکدیگر با کودتاها و ضدکودتاها، با انتخاباتها و لغو انتخاباتها موجبات پایان عمر جمهوری اسلامی را فراهم سازند. امروز ترکیبی از همه این حالات را جلوی چشم خود داریم. همه این خیزشها و تظاهراتها و اعتصابها و کودتاها و ضد کودتاها و انتخابات و ضد انتخاباتها حلقه هائی را در سرنگونی جمهوری اسلامی تشکیل میدهند. جامعه ایران در چهارچوب رژیم اسلامی آرام نمیگیرد. رژیم جمهوری اسلامی بنا به وضعیت عینی رفتنی است. مدت یک دهه است که پروسه سرنگونی جمهوری اسلامی در دستور جامعه ایران است. جمهوری اسلامی به دلیل بن بست اقتصادی و سیاسی و فرهنگی راه برون رفتی از بحران حکومتی خود را ندارد. مردم ایران راضی به چهارچوب حکومت اسلامی نمیشوند و تهدید سرنگونی به طور دائم بالای سر رژیم اسلامی قرار دارد. جنگ جناحها در جمهوری اسلامی انعکاس مستقیم این تهدید سرنگونی و بن بست حکومتی رژیم اسلامی است. رژیم اسلامی که مرتب در چند سال اخیر از انقلاب مخملی و براندازی نرم حرف میزد، رویدادهای اخیر را مصداق یک کودتای مخملی که میخواست حکومت سکولار را جایگزین حکومت اسلامی کند نام میبرد و به همین عنوان هم مردم معترض و اعضای جناح مغلوب خودش را محاکمه میکند. شرائط سیاسی ایران و ماهیت جنبش جاری توسط واقعیت جاری، توسط جناحهای حکومت و توسط اعتراض مردم بیان شده است. وضعیت کنونی چنان است که حتی عقب مانده ترین و محافظه کارترین بخشهای مردم هم به مبارزه جلب شده اند و در آن شرکت کرده اند. با توجه به بافت سیاسی و فرهنگی جامعه ایران، همه نیروهای سیاسی دخیل در تحولات سیاسی ایران از رژیم جمهوری اسلامی ایران تا قدرتهای غربی و جریانهای سیاسی در ایران، رژیم پس از جمهوری اسلامی را یک رژیم غیر مذهبی میدانند. هیچ نیروئی شکی در این ندارد که قدرت پس از جمهوری اسلامی در ایران یک دولت سکولار است.. هر دولتی که پس از جمهوری اسلامی بر سر کار بیاید،یک حکومت سکولار است. سرنگونی جمهوری اسلامی مانند لغو آپارتاید در آفریقای جنوبی، شکست فاشیسم و یا سقوط حکومتهای نظامی و جانشینی آنها با حکومتهای سیویل یک حرکت مترقی و به نفع مردم ، جنبش آزادیخواهی است. سقوط جمهوری اسلامی در دنیای امروز تبعات بسیار وسیعی در خاورمیانه و جهان دارد. برای همین مردم جهان و نیروهای مترقی در سراسر جهان از جنبش توده ای مردم ایران به وجد آمده اند و آن را ستایند و با آن بمانند " انقلابات بزرگ مترقی" برخورد میکنند. تضعیف و سرنگونی جمهوری اسلامی مانند تضعیف و سرنگونی آپارتاید در آفریقای جنوبی و یا فاشیسم و نازیسم است که جهت حرکت آن مترقی و به نفع انسانیت و آزادی است. با درود به این جنبش سبز خود را برای وظایف خطیرمان در این روزها و در آینده و برای کشمکشهای سهمگین آماده سازیم. با امید به پیروزی مردم ما در پویه ی تاریخی پیش رو...

۱ نظر:

  1. سلام
    من بر این باورم که آن چیزی که بش از همه اسباب نابودی رژیم سلطانی حاضر را فراهم می کند سک دست کردن و تک صدایی کردن ساختار سیاسی کشور آنهم به دست نظامیان ( شاید بهتر باشد بگوییم شبه نظامیان ) سپاه پاسداران است . چون هر کدام از این افراد در هر پست و مقامی که هست نهایت تلاش خود را برای به دست آوردن سهم بیشتری از این خوان گسترده می کند و همانطور که رقابت سپهسالاران ارتش ایران در دوران ساسانی باعث فروپاشی سلطنت کهنسال ساسانیان شد . پاسداران هم باعث نابودی جمهوری اسلامی خواهند شد .
    به امید پیروزی و آزادی .
    با مطلب : " خروج ایدئولوژی از سیاست " در خدمتتان هستم .

    پاسخ دادنحذف