۱۳۸۸ مهر ۱۸, شنبه

قدرت جنبش سبز عطا الله مهاجرا نی را هم دچار دگردیسی کرده !


قدرت جنبش سبز عطاالله مهاجرانی را هم دچار دگردیسی کرده او میگوید : “جوان کشی کم نظیر تاریخی”؛ اعدام های ۶۷ فراموش نمی شود. عطاء الله مهاجرانی در یادداشتی با انتقاد از جایگزین شدن مصلحت نظام به جای آرمان های انقلاب، اعلام کرده است که "همه ما که در برابر کشتار جوانان در سال 1367 ساکت ماندیم. گمان می کردیم شرایط جنگ و تهدید خارجی می تواند مجوزی برای چنان جوان کشی باشد، که در تاریخ ما کمتر نظیری برای آن می توان یافت". وزیر ارشاد دولت اصلاحات با اشاره به اعتراضات آیت الله منتظری به اعدام های سال 67 نوشته است: "آن روز ها تنها یک صدا از سراسر مسئولان کشور و نظام برخاست. صدای آیت الله منتظری، به جوان کشی اعتراض کرد، و از موقعیت سیاسی که داشت برکنار شد. در برابر اقدامی که او کرد آن موقعیت سیاسی که ارزش و اعتباری نداشت". این یادداشت آقای مهاجرانی در شرایطی منتشر می شود که تاکنون مقام های جمهوری اسلامی در سطوح مختلف، تمام تلاش خود را به کار برده اند تا قضیه اعدام های دهه 60 و به خصوص سال 67 به فراموشی سپرده شود. مهاجرانی با انتشار این یادداشت که با عنوان "ای آتشی افروخته در بیشه اندیشه ها" در سایت جرس منتشر شد، از معدود چهره های اصلاح طلبی است که در دوران این اتفاقات مسوولیت داشته و امروز صراحتا در قبال اعدام های گسترده سال 67 اعلام موضع کرده است. کشتار جوانان در سال 67 که مهاجرانی بدان اشاره کرده، واقعه ای بود که طی آن تعداد زیادی از زندانیان سیاسی به صورت دسته جمعی اعدام شدند. جرم آنها همکاری با سازمان های مخالف جمهوری اسلامی ذکر شد. بر اساس روایات کسانی که از این اعدام ها جان به در برده اند، در آن سال کسانی که در پی فعاليت سياسی عليه حکومت جمهوری اسلامی به زندان افتاده و محکوميت حبس قطعی دريافت کرده بودند مورد اين پرسش قرار گرفتند که آيا هنوز بر سر موضع مخالفت خود با رژيم هستند يا نه؟ به گفته آنان، پاسخ به اين سؤال به معنی انتخاب بين مرگ و زندگی بود. جمهوري اسلامي گمان كرده بود مي تواند حقيقت را در گورستانهاي بي نام و نشان دفن كند. جمهوري اسلامي حتي تاب تحمل سنگ مزار يا هرگونه نشانه اي بر اين گورستان را ندارد. مي خواهند جنايت در پرده بماند مي خواهند همانگونه كه انسانها را ناپديد كردند ياد و اثرشان را هم ناپديد سازند. حضور اينها اما شناسنامه اي است بر اين خاك بي نام و نشان. آنها گواه ي هستند بر اينكه بر اين زمين بي سنگ و نشان عزيزي از خانواده شان آرميده است كه زمان و حياتش هنوز بسر نيامده بود. آنها، كه اكثرا جوان هم بودند مي توانستند زنده باشند اگر جلادان حيات و زمان را از آنها نگرفته بودند. آنها كه عاشق زندگي و ديگر انسانها بودند آزادي و عدالت را حرمت داشتند. خانواده هاي اين جان باختگان با همه بي پناهي شان گرد هم مي آيند تا فراموش نشوند تا فراموش نكنيم كه در آنجا و در گورهايي از بهشت زهرا و نيز در گورهاي بي نام و نشان شهرستانها كساني آرميده اند كه به فرمان دادگاه هاي شرع به قتل رسيدند پشت درهاي بسته و بدون كوچكترين حق دفاع از خود. آنچه در تاستان 67 در زندانهاي جمهوري اسلامي اتفاق افتاد، شكل افراطي نقض حقوق بشر بود و در مقوله جنايتهايي قرار مي گيرد كه با واژه جنايت عليه بشريت توصيف مي شود. هنوز ابعاد جنايت 67 به تمامي روشن نشده است. هنوز مسئولين لب به سخن نگشوده اند. تاريخ و محل دفن كشته شدگان هيچوقت اعلام نشده است. شايد تعداد اعدامي ها از رقم 5000 نفريكه ما در دست داريم بيشتر باشد. اطلاعات ما از زندانهاي شهرستانها هنوز اندك است. يك كميسيون حقيقت همه جوانب جنايت را جمع آوري و بررسي مي كند و بايد اعترافات مسئولين هم دربر داشته باشد. به عقیده ناظران، مقاله روز گذشته مهاجرانی از این جهت که می تواند گشودن بابی برای بیان ناگفته های این واقعیت تلخ باشد، قابل توجه است. آیا دیگر مسولان وقت جمهوری اسلامی این پرونده را بازگویی خواهند کرد؟

هیچ نظری موجود نیست:

ارسال یک نظر